بهرغم آنچه در ایران میگذرد و جمهوری اسلامی خشونتی بیمانند را علیه معترضان اعمال کرده است، تصاویری از بیلی آیلیش یا خاویر باردم و سایر هنرمندان و چهرههای شناختهشده را در حال حمل نمادهایی در حمایت از ایرانیها نمیبینیم، همچنین مدافعان حقوق فلسطینیها در این زمینه سکوتی محض داشتهاند.
۱۰ سال پیش، یک قبیله بومی آمریکایی ساکن در مرز داکوتای شمالی و جنوبی به طرحهای ساخت خط لوله نفت در زیر سرزمینهای اجدادیشان اعتراض کردند. هدف مبارزاتی آنها، مخالفت با ایجاد خط لوله نفت بود؛ هدفی که از سوی گروه فعال مدافع حقوق فلسطینیها به نام بیدیاس BDS که خودشان را مدافع «آزادی، عدالت و برابری» میدانند، مورد حمایت قرار گرفت.
این گروه در بیانیهای اعلام کرد «از تمام کسانی که در داکوتای شمالی برای حفاظت از سرزمینهای اجدادیشان مبارزه میکنند» حمایت میکند و گروهی را برای پیوستن به معترضان به آنجا فرستاد. این گروه تاکید کرد که «از داکوتای شمالی تا اورشلیم اشغالی»، از «عدالت، خودمختاری و احیای حقوق شهروندان» حمایت میکند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
پس چقدر عجیب است که اکنون شاهد سکوت محض این گروه و سایر فعالان فلسطینی درباره اعتراضهای ایران هستیم، آن هم در حالی که اجساد معترضان در این کشور انباشته میشود و تصاویری از پیکرهای معترضانی به بیرون درز کرده که به دنبال عدالت، خودمختاری و احیای حقوق خودشان بودهاند.
امروز محوطههای دانشگاهها، جایی که تنها چند ماه پیش انبوهی از دانشجویان با چفیه خواستار پایان دادن به «آپارتاید» بودند، خالی از هرنوع اعتراض و اعتصابی است. در حالی که رژیم حاکم بر ایران شهروندان خود را وحشیانه مورد آزار و سرکوب قرار میدهد و آنها را با قطعی اینترنت و برق در تاریکی فرو میبرد، در خیابانهای بسیاری از کشورها فقط صدای ترافیک، و نه اعتراض علیه خشونت جمهوری اسلامی، به گوش میخورد.
چه برداشتی میتوان از این موضوع داشت؟ چندین نظریه را میتوان در این مورد بررسی کرد. ضربالمثل قدیمی «دشمن دشمن تو، دوست توست» میتواند در این مورد صدق کند: برای فعالان ضد اسرائیلی، هر دشمن اسرائیل ممکن است یک متحد بالفعل تلقی شود؛ بنابراین آنها ممکن است گمان کنند نقض وحشیانه حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی صرفا به این دلیل که حاکمیت ایران به هدف بزرگ نابودی اسرائیل متعهد است، قابل دفاع خواهد بود.
یاشا مونک، تحلیلگر علوم سیاسی، اظهار میکند که به همین ترتیب، غربستیزی در جناح چپ بر هرگونه خشم نسبت به حکومت دینی خونخوار جمهوری اسلامی ایران غلبه میکند. مونک به نظریه اورول در مورد روشنفکران غربی استناد میکند که «انگیزه آنها بیش از هر چیز، نفرت از دموکراسی غربی است». به این ترتیب، اگر یکی از اصول کنشگری آنها، انزجار از امپریالیسم غربی باشد، مبارزه آیتاللهها با دموکراسیهای غربی کافی است که آنها با این حاکمیت همدلی کنند.
موضوع دیگر، حمایت جمهوری اسلامی ایران از حماس است. برخی از معترضان فلسطینی به طور ضمنی یا آشکارا قتل عام حماس در اسرائیل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ را مشروع و آزادیخواهانه میدانند، پس به باور آنها حاکمان ایران به خاطر حمایت نظامی و مالی از حماس شایسته تقدیر است نه اعتراض و انتقاد.
موضوع دیگر این است که مساله حمایت از فلسطین مدتهاست که به نمایش نوعی فضیلتخواهی تبدیل شده و از آن آرمانی ترقیخواهانه ساختهاند؛ اما حمایت از مردم معترض ایران نوعی ترند جهانی و ابزاری برای خودنمایی نیست.
آنچه در ایران رخ میدهد و خشونت سرکوبگرانهای که جمهوری اسلامی نسبت به مردم این کشور روا میدارد، باید بدون شک برای هر لیبرال و مدعی نگران حقوق بشر و کرامت انسانی، نفرتبرانگیز باشد. با این حال شاهد سکوت روشنفکران چپگرا هستیم و این سکوت ناگهانی آنها بیانگر ریاکاری و سوگیری آنها با اهداف مشخص است.
از طریق ترکیبی از عوامل از جمله تلاشهای دیپلماتیک و فضاسازیهای رسانهای، جمهوری اسلامی موفق شده قیام مردم این کشور را از حمایتهای جهانی و به ویژه حمایت افرادی که مدعی روشنفکریاند، دور نگه دارد.
این فضاسازیها سبب شده است که سادهلوحی و سردرگمی اخلاقی حمایت از موضوع فلسطین را به جنبشی تبدیل کند که از اصول خود - آزادی، عدالت، برابری - جدا شده و در عوض، درگیر مفهوم خاصی از رهایی از ظلم و ستم شود. در این دیدگاه، ستمگران باید غربی یا متحد غرب (اسرائیل) باشند و ستمدیدگان باید قربانیان غیر سفیدپوست امپریالیسم، سرمایهداری و قدرت نظامی (اسرائیل) باشند.
این ریاکاری در حدی است که اگرچه زنان شجاع ایرانی این هفته سیگارهایشان را با سوزاندن عکسهای رهبر جمهوری اسلامی روشن کردند، از همان لطف و رحمت بیکرانی برخوردار نیستند که مردم فلسطین یا حتی داکوتای شمالی از آن برخوردار شده بودند. تصویر و خواسته مردم ایران روی تیشرت چپگرایان منتشر نمیشود و این در حالی است که آنها با شجاعت هرچه تمامتر برای سرنگونی یک رژیم شرور قیام کردهاند.
مردم ایران با اعتراضهای ضدحکومتی، این تصور را که ارزشهای دینی صرفا سزاوار ستایش و دموکراسی غربی سزاوار سرزنش است، واژگون کردهاند و به همین دلیل، آنها نه شایسته سکوت، بلکه لایق فریادهای کرکننده همبستگیاند.
برگرفته از تلگراف

